السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
278
جواهر البلاغة ( فارسى )
6 - و منها المساءة نكاية بالمخاطب كقول المتنبّى : و من نكد الدّنيا على الحرّ أن يرى * عدوّا له ما من صداقته بدّ « 1 » و از انگيزههاى تقديم مسند ، بدگويى و كينهجويى نسبت به مخاطب است ، چون اين شعر متنبّى : از تيرهروزى و كجخلقى دنيا بر آزادمرد ، اين است كه : ناچار باشد با دشمنش ، دوستى كند . در اين شعر ، « من نكد الدّنيا » كه مسند است بر « أن يرى » كه به تاويل مصدر مىرود و مسند اليه ، قرار مىگيرد ، به جهت مساءه ، مقدم شده است . 7 - و منها تعجيل المسرّة للمخاطب أو التعجّب أو التعظيم أو المدح أو الذّم أو التّرحم أو الدّعا . نحو : للّه درّك ، عظيم أنت يا اللّه ، نعم الزّعيم سعد ، بئس الرّجل خليل ، فقير أبوك ، مبارك و صولك بالسّلامة و هلمّ جرّا و از انگيزههاى تقديم مسند ، شتاب در شادمان ساختن مخاطب است . همينطور ، ابراز شگفتى ، اظهار عظمت ، ستايش ، نكوهش ، ابراز ترحم يا انگيزش ترحم و دعا از ديگر انگيزههاست . مانند : « للّه درّك » بر خداست پاداش تو . اين مثال براى ابراز شگفتى ، كاربرد فراوان دارد . در « عظيم أنت يا أللّه » ، « عظيم » ، براى ابراز شگفتى يا تعظيم بر « انت » سبقت گرفته است . « نعم الزّعيم سعد » ، « نعم » براى مدح از « الزّعيم » مقدّم گشته است . « بئس الرّجل خليل » در اين مثال ، « بئس » كه مسند است براى نكوهش بر « الرّجل » پيشى گرفته . « فقير أبوك » در اين مثال ، « فقير » كه مسند است براى ترحّم ، از « ابوك » مقدّم شده . « مبارك وصولك بالسّلامة » فرخنده است به سلامت رسيدنت . در اين مثال ، « مبارك » كه مسند است براى تفاؤل و فال نيك زدن مقدم شده است . « هلمّ جرّا » تعبيرى است كه به جاى « همينگونه » است مثالهاى ديگر . يا « ادامه بده » و مانند آن به كار مىرود و در اينجا مقصود اين است كه : تو خودت مثالهاى ديگر را بياور . و يؤخر المسند لأنّ تأخيره هو الأصل و تقديم المسند اليه أهمّ نحو : الوطن عزيز و مسند ، مؤخر مىآيد چون قانون در مسند ، مؤخر بودن است و تقديم مسند اليه ، اهميت بيشترى دارد . مانند : « الوطن عزيز » : ميهن گرانقدر است . در اين مثال « الوطن » به جهت اهميت بيشتر تقديم مسند اليه ، مقدّم گشته است .
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشته عبد الرحمن برقوتى ، ج 1 ، ص 238 .